بر بام بلند تقوی
33 بازدید
تاریخ ارائه : 11/14/2012 4:39:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان


اصولی بزرگ علامه آبت الله وحيد بهبهانى دو پسر داشت يكى آقا محمد على و ديگر آقااسماعيل . اين بزرگ مرد. روزى عروسش را ديد كه لباسهاى فاخر و عالى پوشيده است . به پسرش اعتراض كرد كه :[ چرا براى زنت اينجور لباسها مى خرى ؟]

پسر پاسخ داد:[قل من حرم زينه الله التى اخرج لعباده والطيبات من الرزق] .

مگراينها حرام است . لباس فاخر و زيبا را چه كسى حرام كرده است ؟

آقا وحيد فرمود:

[ " پسرم ! نمى گويم اينها حرام است البته حلال است من روى حساب ديگرى مى گويم . من مرجع تقليد و پيشواى اين مردم هستم در ميان مردم غنى و فقير و متمكن و غير متمكن هست افرادى كه ازاين لباسهاى فاخر و فاخرتر بپوشند ولى طبقات زيادى هم هستند كه آنها نمى تواننداين جور لباسها بپوشند. لباس كرباس مى پوشند ما كه نمى توانيم اين لباس را كه خودمان مى پوشيم براى مردم هم تهيه كنيم . ما نمى توانيم آنها راازاين سطح زندگى بالاتر بياوريم ولى يك كاراز ما ساخته است و آن همدردى كردن با آنهاست . آنها چشمشان به ماست يك مرد فقير وقتى زنش ازاو لباس فاخر مطالبه مى كند يك مايه تسكين خاطر دارد مى گويد ما مثل ثروتمندان نبوديم ما مثل خانه آقا وحيد زندگى مى كنيم .

ببين زن يا عروس وحيد اين جور مى پوشند كه تو مى پوشى ؟! واى بحال آن وقتى كه ما هم زندگى مان را مثل طبقه مرفه و ثروتمند كنيم اين يگانه مايه تسلى خاطر و كمك روحى فقرا هم از دست مى رود. من به اين منظور مى گويم ما بايد زاهدانه زندگى كنيم كه زهد ما هم دردى با فقرا باشد].

فاعتبروا يااولوالابصار